جنگ فالکلند: مطالعه موردی درباره بحران عملیات نظامی

کنت ال. پری وراتسکی/مترجم: مختار اماره

**

در اواخر مارس ۱۹۸۲ یک گروه رزمیِ نیروی دریایی، به بهانه‌­ی شرکت در یک مانور نظامی با اروگوئه، رهسپار سواحل آرژانتین شدند. چند روز بعد آنها به نزدیکی سواحل جزایر فالکلند -مجمع الجزایری در جنوب اقیانوس اطلس با ۱۸۵۰ سکنه که وفاداری شدیدی به بریتانیا دارند- رسیدند. ساکنان این جزیره، تا شب پیش از این واقعه، به امپراتوری بریتانیا وقادار بودند. آنها صبح روز بعد با صداهای تیراندازی زیردریایی‌های آرژانتین که به سواحل آنجا یورش برده بودند، بیدار شدند. نیروهای نظامی آرژانتین، پادگان کوچک “رویال مارین”[۱] واقع در استانلی (مرکز جزیره­‌ی فالکلند) را محاصره کردند و فرماندار این منطقه، رسماً موجودیت دولت جدید آرژانتین را در فالکلند اعلام و نام این جزایر را به “مالویناس”[۲] تغییر داد. تسخیر این جزیره، مصادف بود با روز دروغ سیزده (اول آپریل)[۳]. این تهاجم را می­توان نتیجه­‌ی سال‌ها بحران حاکمیت این جزایر و سلسله فعالیت‌های رزمجویانه، در ماه­های اخیر آن دانست. با این وجود، دولت بریتانیا سرنخ‌هایی را که منجر به تهاجم مذکور شد به هم مرتبط نمی­دانست و تا زمان روشن شدن نتیجه­‌ی نهایی این واقعه، تعلل کرد. دولت بریتانیا نخستین پیش­نیاز مقابله با بحران را نادیده گرفت و این پیش­نیاز عبارت است از: جهان را همانگونه که هست دیدن و آمادگی برای پیشروی درجهت مخالف. از خوش اقبالی اهالی فالکلند، انگلیسی‌ها به خود آمدند و طی هفتاد و پنج روز، جزایر فالکلند را مجدداً بازپس گرفتند و  اهالی این جزیره مجدداً از حق تعیین سرنوشت[۴] خود، برخوردار گردیدند. فهم اینکه چگونه نیروهای انگلیسی با هشت هزار مایل فاصله و در طی عملیان بازپسگیری، توانستند آرژانتینی‌های سختکوش را  شکست دهند، منوط به فهم  بنیادهای بحران عملیات نظامی است.

امروزه بیشتر مردم، به حق، پیروزی بریتانیا را در جنگ فالکلند، نتیجه­‌ی رهبری قاطع مارگارت تاچر (نخست وزیر وقت بریتانیا) می‌دانند. با وجودی که مارگارت تاچر، بخش عمده­‌ی لقب «بانوی آهنین»[۵] را مدیون پیروزی بریتانیا در نبرد فالکلند است اما در هفته­‌های منتهی به تجاوز آرژانتین به این جزیره، از اراده‌ی آهنین تاچر هیچ خبری نبود. دولت او بخش عمده­‌ای از تحرکات بوئنس آیرس (پایتخت کشور آرژانتین) را که دالّ بر شروع تهاجم نظامی بود، نادیده گرفت. نارضایتی آرژانتین از حاکمیت بریتانیا بر جزایر فالکلند و همچنین تلاش این کشور به منظور مقابله با این وضعیت، به سال­ها پیش از به قدرت رسیدن تاچر در بریتانیا و یا فرمانده‌ی ژنرال لئوپولدو گالیتییری[۶] (که بعدها رئیس جمهور آرژانتین شد) بازمی­گشت. امروزه و پس از مرور حوادث منتهی به تسخیر جزیره­‌ی فالکلند توسط آرژانتینی­ها، از اینکه چگونه بریتانیایی­ها نشانگان دالّ بر این تهاجم نظامی را نادیده انگاشتند، بسیار متعجب می­شویم. ساعاتی پس از آن تهاجم، پیتر کرینگتون[۷] (وزیر خارجه­‌ی وقت بریتانیا) به همراه دو نفر از کارمندان ارشد وزارت خارجه­‌ی آن کشور، به خاطر بی لیاقتی­شان در مواجهه با وضعیت پیش آمده، استعفا دادند. تاچر استعفای کرینگتون را با اکراه پذیرفت اما باید گفت که کرینتگتون، تنها مقام رسمی بریتانیا نبود که به لزوم اقدام فوری، پی نبرده بود. بنا بر گزارشات، جان نات[۸]وزیر دفاع تاچر نیر خواستار استعفای از مقام خود شده بود. جان نات و ژنرال‌ها و فرماندهان نیروی دریایی بریتانیا، قادر به تشخیص آنچه در اقیانوس اطلس، در جریان بود، نبودند.

حاکمیت بر جزایر فالکلند، موضوعی بود که بریتانیا و آرژانتین به مدت ۱۵۰ سال بر سر آن تخالف داشتند. جان دیویس[۹] ناخدای بریتانیایی در سال۱۵۹۲ این جزایر را کشف کرد. به دنبال مسکونی شدن این جزایر، سر و کله­‌ی اشغالگران اسپانیایی، فرانسوی و هلندی به همراه بریتانیا پیدا شد. آنها اسامی مختلفی بر این جزایر نهادند که از آن میان می­توان به اسمی که اسپانیایی­ها به آن دادند اشاره کرد: “مالویناس”. نیروهای اسپانیایی در سال ۱۷۶۹ بریتانیایی­ها را بیرون راندند اما بریتانیایی­‌ها در سال ۱۸۳۳ مجدداً بازگشتند و با اخراج برخی از ساکنین آنجا، حضور مستمر بریتانیا در این جزایر، تثبیت شد. جزایر فالکلند در آن زمان، مبدل به پایگاه مهمی برای حفاظت از منافع کشتیرانی بریتانیا شدند. دماغه­‌ی هورن، واقع در رأس قاره­‌ی آمریکای جنوبی، به یکی از شلوغ‌ترین مسیرهای تجاری جهان تبدیل شد. صدها کشتی (اگر نگوییم هزاران) از مناطق اروپا، شرق دور و دو طرف آمریکای شمالی، از آبهای این منطقه‌­ی تسخیر شده عبور می‌کردند. این کشتی­ها به تجارت و انتقال غذا، ادویه، پارچه، طلا و … می‌پرداختند. جزایر فالکلند از معدود اماکنی به شمار می­آمدند که کشتی­ها می­توانستند در آنجا از خدماتی همچون تدارکات، کارهای تعمیراتی و مراقبت­های بهداشتی، بهره­مند شوند. با سپری شدن یک قرن از این دوران و با به قدرت رسیدن سرهنگ خوان پرون -دیکتاتور فاشیستی که در نتیجه‌­ی یک کودتا توانست قدرت را در آرژانتین قبضه کند- مسئله‌­ی حاکمیت بر جزایر فالکلند به یک معضل مناقشه­‌آمیز مبدل شد. بریتانیا پیشنهاد کرد که دادگاه بین­‌المللی لاهه­، ادعاهای دو کشور (بریتانیا و آرژانتین) را [در مورد حاکمیت بر جزایر فالکلند] مورد بررسی قرار دهد اما دولت آرژانتین این پیشنهاد را نپذیرفت. در سال ۱۹۶۶ یک گروه دست راستی و ملی­گرای افراطی در آرژانتین، هواپیمایی مسافربری را در  منطقه­‌ی “استانلی” [مرکز جزایر فالکلند] مجبور به فرود اضطراری کرد و مسافران آن هواپیما را به گروگان گرفت. گروه مذکور، در ازای آزادی گروگان­ها خواهان آزادی جزایر فالکلند [از حاکمیت بریتانیا] بودند. این گروه افراطی، در نهایت با مداخله­‌ی یک روحانی محلی، دستگیر و به دولت آرژانتین تحویل داده شدند. دولت آرژانتین این افراد را علیرغم عرق وطن‌­پرستی­‌شان، زندانی کرد. ده سال بعد یعنی در سال ۱۹۷۶ دانشمندان آرژانتینی ناحیه­‌ی “تیول”[۱۰] را واقع در جزایر ساندویچ بریتانیای جنوبی اشغال کردند. این اقدام آنها باعث تشدید نگرانی­ها در بریتانیا شد اما از جانب دولت آن کشور، اقدامی را در پی نداشت. آرژانتینی­ها پنج سال پس از این واقعه، کماکان آن ناحیه را تحت اشغال خود نگاه داشتند.

در سال­های پس از آن، دو کشور همکاری­های محدودی در راستای افزایش خدمات رسانی برای فالکلند شرقی، با یکدیگر داشتند. در اوایل سال ۱۹۷۰ آنها توافق کردند که آرژانتین یک سرویس خدمات هوایی هفتگی در منطقه­‌ی “استنلی” راه­‌اندازی کند. بریتانیا و آرژانتین به صورت همزمان از تسهیلات این سرویس هوایی بهره­مند می­شدند. همچنین بنا بر توافق مذکور، آرژانتین این اجازه را پیدا کرد که به منظور سوخت­‌رسانی برای سرویس هوایی مذکور و همچنین خدمات­رسانی به ساکنین این منطقه، مخازن سوختگیری­ای را در آنجا مستقر کند. بریتانیا حتی این امتیاز را در اختیار ساکنین آرژانتین و جزیره‌­نشینان فالکلند قرار داد که بدون نیاز به گذرنامه، مابین آرژانتین و جزایر فالکلند، مسافرت کنند. برخی از اهالی آرژانتین در استانلی اقامت گزیدند و تعدادی از آنها نیز اقدام به تدریس زبان اسپانیایی به دانش­‌آموزان این منطقه کردند. در آن دوره، گفتگوهای راجع به انتقال حاکمیت با یک وقفه همراه شده بود و احساس نگرانی آرژانتینی­ها سال به سال بیشتر می­شد. در همین حال، رژیم آرژانتین،  تهاجم را راهکار مناسبی برای احیای اعتبار از دست رفته­‌اش می­دانست، اعتباری که به واسطه‌­ی وضعیت فقر اقتصادی، به مخاطره افتاده بود. فهم اینکه چرا نگرانی­های آرژانتین در نیمه­‌ی دوم قرن بیستم، در حال افزایش بود چندان دشوار نیست. [در آن دوران] مذاکراتی بین دو کشور، درباره‌­ی  امکان توافق برای اجاره­‌ی پس از فروشِ[۱۱] جزایر به آرژانتین در جریان بود اما جزیره‌­نشینان که خواهان حفظ ارتباط با بریتانیا بودند –با وجود اینکه از حق شهروندی بریتانیا برخوردار نبودند- با توافقاتی از این دست، مخالفت می­ورزیدند. آرژانتین از آنچه به زعم خودش پاسخ­های نسنجیده به مسئله­‌ی حاکمیت [جزایر فالکلند] می­دانست به ستوه آمده بود.

آرژانتین به خوبی می­دانست که منافع بریتانیا در جزایر فالکلند در حال کاهش است. کاهش منافع بریتانیا در این جزایر، بخشی از تصمیم این کشور به منظور کاستن از تعهدات [و هزینه­‌های] ماورای بحارش بود. با افتتاح کانال پاناما در سال ۱۹۱۴ مسیر کشتیرانی به سمت آمریکای مرکزی تغییر پیدا کرد و به تبع آن از اهمیت استراتیژیک جزایر فالکلند نیز کاسته شد. در میانه‌­ی دهه­‌ی ۱۹۷۰ لرد ادوارد شاکلتون (پسر کاوشگر مشهور بریتانیایی در قطب جنوب) گزارش مفصلی  را تحویل پارلمان [بریتانیا] داد. او در این گزازش، به بریتانیا توصیه کرده بود که سرمایه­‌گذاری‌­اش را به منظور بهره­برداری از منابع جزایر فالکلند که شامل خزه‌­ی دریایی، شیلات و نفت می­شد افزایش دهد. وزیران حاضر در پارلمان، چندان اعتنایی به گزارش لرد شاکلتون نکردند. فشار اقتصادی آن دوره، بریتانیا را مجبور ساخته بود که از هزینه­‌های نظامی و تعهدات بین­‌المللی­‌اش در اقصی نقاط جهان، بکاهد. چنین به نظر می­آمد که جزایر فالکلند هزینه­‌ی گزافی را روی دست دولت بریتانیا می­گذاشتند و با صرف نظر کردن از آنجا، این کشور می­توانست به مقدار قابل توجهی در هزینه‌­هایش صرفه‌­جویی کند. دسته­ای از زیردریایی­های سلطنتی یا “رویال مارین” و همچنین یک ناو نیروی دریایی با  قدرت پایایی بالا در” استانلی” مستقر شده بودند. حضور آنها  چندان تهدیدی برای نیروهای نظامی کارکشته، به شمار نمی­آمد. جان نات [وزیر دفاع وقت بریتانیا] متعاقباً در میانه­‌ی سال ۱۹۸۱ فرمان بازنشستگی ناو نیروی دریایی بریتانیا در جزایر فالکلند را صادر کرد. بنا بر این فرمان، ناو مذکور در اواخر سال ۱۹۸۲ و بدون آنکه ناوگان جدیدی جایگزین آن شود، بازنشست می­شد. آن فرمان، نه  محرمانه بود و نه به حضور نیروی دریایی بریتانیا در منطقه  پایان می­داد. نزدیک­ترین پایگاه نظامی بریتانیا در خارج از فالکلند، ۵۰۰۰ مایل دورتر در “بلیز”  -که فقط یک پایگاه آموزشی بود- واقع شده بود.  در صورتی که اتفاق خاصی در فالکلند به وقوع می­پیوست پایگاه مذکور قادر نبود که واکنش درخوری نشان دهد. جان نات بر این باور بود که زمان آن رسیده است که بریتانیا درباره­‌ی تعهداتش به جزیره­‌ی فالکلند تجدید نظر کند. جان نات در آن روزها به همراه چندین عضو برجسته­‌ی دیگر کابینه­‌ی بریتانیا از لایحه‌­ای حمایت می­کردند که فحوای آن مذاکره با آرژانتین در باب اجاره‌­ی بلند مدت جزایر فالکلند به این کشور بود. اما لایحه‌­ی مذکور، با کارشکنی حامیانِ حزب مخالف در مجلس عوام بریتانیا، راه به جایی نبرد. (نات، ۲۰۰۲)

وضعیتی مشابه در بوئنس آیرس و در زمانی که [ژنرال] گالتییری در اواخر سال ۱۹۸۱ زمام رژیم نظامی جدید آرژانتین را به دست گرفت، اتفاق افتاد. ناکامی بریتانیا در اتخاذ تصمیم درباره­‌ی گفتگوهای جدی در رابطه با حاکمیت [جزایر فالکلند] و کاهش التزام این کشور به جزایر مذکور، موجب گردید رژیم نظامی آرژانتین سال ۱۹۸۳ را به نام “سال جزایر مالویناس” نامگذاری کند. در این سال [۱۹۸۳] ۱۵۰ سال از استقرار بریتانیایی­ها در شرق جزایر فالکلند می­گذشت. احتمالاً رژیم نظامی، تا حدودی از اشغال منطقه­‌ی “تیول” در جزایر ساندویچ (واقع در بریتانیای جنوبی) که در سال ۱۹۷۶ توسط دانشمندان آرژانتینی صورت گرفته بود تهییج شده بود. این اقدام آرژانتین، نگرانی­هایی را در بریتانیا برانگیخته بود اما دولت بریتانیا [به منظور رفع آن نگرانی­ها] اقدامی صورت نداده بود. سپس­تر در ۱۵ دسامبر، دریادار “جرج آنایا” فرمانده­‌ی کل نیروی دریاییِ آرژانتین -که از طرفداران حقوق آرژانتین در جزایر فالکند به شمار می­آمد- در ظی مراسمی نظامی در “پورتو بلگرانو” دریادار “خوان لومباردو” را به عنوان فرمانده­‌ی جدید عملیات دریایی آرژانتین منصوب کرد. دریادار آنایا در اواخر دهه­‌ی ۱۹۷۰ مسئول افزایش شمار قابل توجه کشتی­ها، هواپیماها، هلیکوپترها و سایر ادوات نظامی بود. این افزایش، منجر به بالا رفتن هزینه­‌ی نظامی آرژانتین شد و احتمالاً بحران شدید اقتصادی آن زمان آرژانتین نتیجه­‌ی همین اقدامات دریادار آنایا بود. بعد از آن مراسم نظامی، آنایا در ملاقاتی خصوصی با “لمباردو” به او دستور داد که نقشه‌­ی عملیاتی را برای تصرف جزایر فالکلند طراحی کند. او به لمباردو  اطلاع داد که رژیم نظامی درصدد است تا طرحی را به منظور بازپسگیری جزایر فالکلند از بریتانیا تا پیش از پایان سال ۱۹۸۲ طراحی و در صورت لزوم آن را اجرایی کند. پس از اینکه ناوگان بریتانیایی از جزایر فالکلند خارج شد نیروهای نظامی آرژانتین جنگده­‌های سوپر انتندارد[۱۲] بیشتری از کشور فرانسه وارد کردند و همچنین به موشک­های اکسوست[۱۳] مجهز شدند. این سلاح­های جدید، رزمایش هوایی آرژانتین و همچنین قدرت دفاعی این کشور را به شکل چشمگیری افزایش دادند. (جنگ فالکلند، ۲۰۰۹)

رژیم نظامی آرژانتین، یک ماه بعد در قالب بخشنامه­‌ی شماره‌­ی ۸۲/۱ [مرکز] استراتژی ملی به نیات خود مبنی بر استفاده از نیروی نظامی به منظور کنترل کردن جزایر فالکلند، جامه­‌ی رسمی پوشاند و پس از آن نیز در اواخر ژانویه‌­ی همان سال، مقاله­ای در روزنامه­‌ی “لا پرنسا”[۱۴] بر امکان­پذیری عملیات نظامی، صحّه گذاشت. (فریدمن، ۱۹۹۰) پس از یک ماه، معلوم شد که زیردریایی­های آرژانتین، از قبل، مشغول اجرای عملیات آبی_خاکی در “پاتاگونیا” بوده‌­اند. چنین به نظر می­رسد که وزارت اطلاعات بریتانیا و سفارت این کشور در “بوئنس آیرس”  از تمام این اتفاقات بی خبر بود.

نیروهای سازمان دهنده­‌ی جنگ در هفته‌ی آخر ماه مارس به جزیره­‌ی “جورجیای جنوبی” که ۹۰۰ مایل دورتر از اقیانوس اطلس و درشرق فالکلند قرار داشت، آمدند. این مکان، به جز برای پنگوئن­های امپراتور یک متری ساکن در آن ناحیه و دانشمندان بریتانیایی  که درحال بررسی تغییرات فصلی در قطب جنوب بودند برای سایرین، منطقه­‌ای ناهموار به شمار می­رفت. “جورجیای جنوبی”  تحت الحمایه­‌ی جزایر فالکلند بود. مسئولیت اوضاع آنجا بر عهده­‌ی فرماندار جزایر [فالکلند] بود. فرماندار این جزایر، در ناحیه‌­ی “استانلی” واقع در فالکلند شرقی سکونت داشت. قرار بود بازدیدکنندگان جزیره، گزارشی را در “گریتویکن”[۱۵] تهیه و آن را به مدیر”گروه تحقیقاتی بریتانیا درباره­‌ی شمالگان” تحویل دهند. مدیر گروه مذکور، نماینده­‌ی فرماندار جزایر فالکلند بود و دسترسی به جرجیای جنوبی را نیز همو کنترل می­کرد.

سالها قبل [از این دوران] “جورجیای جنوبی” مأمنی برای صیادان نهنگ به شمار می­رفت. در این ناحیه، چندین جایگاه مخروبه­‌ی صید نهنگ، از دهه‌­ها  قبل  باقی مانده بود. مالکان بریتانیایی این جایگاه­ها در اواخر دهه­‌ی ۱۹۷۰ در قراردادی با یک تاجر فلز آرژانتینی به نام “کنستانتینو داویدف”  خواستار تخریب آنها شدند. قرارداد مذکور، داویدف را از به کار بردن هرگونه سلاحی در اطراف ساحل و آسیب زدن به حیات وحش آنجا، منع کرده بود. همچنین بنا بر این قرارداد سفر به “جورجیای جنوبی” به منظور تخریب جایگاه­ها منوط به هماهنگی قبلی با سفارت بریتانیا در بوئنس آیرس و تأیید آن سفارت شده بود. داویدف در دسامبر۱۹۸۱، بدون کسب اجازه و حتی هماهنگی با مدیر”گریتویکن”، اقدام به بازدید از مناطق اوراق سازی واقع در جورجیای جنوبی نمود. این اقدام او منجر بع تنش دیپلماتیک جزئی مابین بریتانیا و آرژانتین شد. او [داویدف] حالا مشغول برنامه­‌ریزی برای فرستادن گروهی از کارگرانش به جورجیای جنوبی، به منظور شروع کار تخریب جایگاه­های صید نهنگ بود. داویدف به سفارت بریتانیا در بوئنس آیرس رفت تا مجوز لازم را برای رفتن به جورجیای جنوبی و  شروع کارش بگیرد. او حتی امیدوار بود که نیروی کارش را به وسیله­‌ی ناو انگلیسی اندورانس[۱۶] [به معنای بردباری] که در منطقه‌­ی “استانلی” مستقر بود به جزیره بفرستد. سفارت بریتانیا به این بهانه که نیازمند هماهنگی­‌های بیشتری با رکس هانت (فرماندار فالکلند) است از پاسخ فوری به تقاضای داویدف، سر باز زد. داویدف که شخص صبوری نبود، بدون توجه به اینکه برای سفر به جورجیای جنوبی به تأیید کسی برای رفتن نیاز دارد شخصاً اقدام به تهیه­‌ی مقدمات سفرش نمود. او بدون اجازه­‌ی قانونی و رسمی و به منظور ارسال نیرو و لوازم کارش به جورجیای جنوبی،  یک ناو آرژانتینی به نام “باهیا بوئن سوکسو” را کرایه کرد. برخی­ها بر این گمانند که این اقدام داویدف یک همکاری آگاهانه با نیروی نظامی آرژانتین بود تا این نیرو عده­‌ای نظامی را در جورجیای جنوبی پیاده کند. این عده معتقدند که این اقدام نیروهای نظامی آرژانتین به منظور محک زدن بریتانیا شش سال پس از اشغال تیول جنوبی [به دست آرژانتینی­ها] صورت گرفته است. [باید گفت که اگر] نیروهای نظامی آرژانتین چنین قصدی داشتند اما ماحصل کار آنها با آنچه شش سال پیش به وقوع پیوسته بود (بی تفاوتی بریتانیا) همسان نشد. دانشمندان گروه تحقیقاتی بریتانیا که در آن ناحیه مستقر بودند در ۱۹ مارس گزارش دادند که کارکنان داویدف در ناحیه­‌ی “لیث” پیاده شده­‌اند. آرژانتینی­ها احتمالاً انتظار داشتند که اقدام آنها این بار نیز تنها برانگیزاننده­‌ی یک تنش جزئی دیپلماتیک باشد. متأسفانه گروه کارکنان داویدف به محض استقرار در لیث اقدام به برافراشتن پرچم آرژانتین بر فراز یکی از ژنراتورهای قدیمی تأمین برق آنجا کردند و همچنین شروع به شکار گوزن­های این ناحیه نمودند. این اقدامات آنها شرایط را به طور کلی دگرگون کرد.

قسمت دوم

[۱] Royal Marine

[۲] Malvinas

[۳] A Fools Day معادل روز دروغ سیزده.

[۴] Right of Self-Determination

[۵] Iron Lady

[۶] Leopoldo Galitieri

[۷] Peter Carrington

[۸] John Nott

[۹] John Davis

[۱۰] Thule

[۱۱] leaseback

[۱۲] French Super Entendard

[۱۳] Exocet

[۱۴] La Prensa

[۱۵] Grytviken

[۱۶] Endurance

ادامه دارد…

 

ترجمه فصل چهاردهم کتاب:

Jerry D. Vanvactor (2015), Crisis Management: A Leadership Perspective, Nova Science Publishers

** مختار اماره، پژوهشگر مستقل مسائل نظامی و ژئوپلتیک

Leave a comment

Your email address will not be published.


*