مصائب کولبران؛ گفتاری در توسعه ناموزون نظام سرمایه‌داری

محمد جواهری

اگر بتوان آن دسته از نویسندگان بزرگ قرن بیستم را که از رنج طبقه‌ی کارگر قلم زده اند، دوباره زنده کرد، نمی دانم کدام بخش از زندگی فلاکت بار “کولبران” را به رشته تحریر در خواهند آورند!

جامعه ما بر حسب عادت، برای قشر کارگر تنها ترحم می خرد. اما من به دنبال برانگیختن حس ترحم شما نیستم؛ فقط می خواهم از این طریق نمونه ای از روش های تولید سرمایه و شیوه ی کار کارگران را نشان دهم.
بالغ بر چندین هزار نفر در شهرها و روستا های مرزی _بلاخص در منطقه ی کردستان_ از سرِ ناچاری به شغلی روی آورده اند که اقتصاد و جامعه شناسی هیچ اشاره ای به آن نمی کند. “کولبر” به کسی گفته می شود که چند ده کیلو بار را روی کولش به دوش می گیرد، با پای پیاده چندین کیلومتر از کوه و دشت میگذراند و از مرز رد می کند. هیچ نهاد و سازمانی، وجود این افراد را به رسمیت نمی شناسد. در این پیشه نه تنها از حداقل دستمزد، بیمه، بازنشستگی و … خبری نیست، بلکه امنیت جانی هم صفر است و حتی این عمل جرم هم محسوب می شود؛ اما در نهایت سودِ هنگفتی به جیبِ سرمایه دار و صاحبِ مال می رود.
کولبران همواره تحت تعقیب نیروهای انتظامی قرار گرفته، مورد ضرب و شتم واقع می شوند و هدف گلوله ی نیروهای مرزی قرار می گیرند. بعلاوه مین های باقی مانده از دوران جنگ و مین گذاری های مرزی، جان شان را گرفته و ناقص شان می کند. تنها دارایی کولبر بدن اوست، تنها چیزی که به او توان حمل بار و امرار معاش می دهد. اما واقعیت این است که اسکلت بندی و عضلات بدن انسان نمی تواند هر روز و در دراز مدت فشار چنین وزنی را در مسافت های طولانی تحمل کند، از همین رو انسان از هزاران سال پیش حیواناتی تنومند را برای حمل بارهای سنگین به کار می گرفته؛ البته در جوامع امروزی که وسایل پیش رفته حمل و نقل توسعه پیدا کرده اند، حتی استفاده از چارپایان نیز چندان رایج نیست. اما امروز به جایی رسیده ایم که قیمت یک اسب خوب در بازار ایران ۱۰ میلیون تومان و قیمت جانِ یک انسانِ کولبر ۲۰۰هزار تومان است! بله، در همین جوامع به اصطلاح پیشرفته، منزلت انسان چنین پایین آمده که قانونِ تولید و سرمایه، “ابزاری انسانی” را با قیمتی پایین تر از حیوان می خرد! حال باید پرسید چرا؟ دلیل اصلی رواج این مساله در مناطق مرزی چیست؟ کوتاه ترین پاسخ، رشد و توسعه ناموزن در نظام سرمایه داری است. سیستمی که در آن افزایش ثروت در یک منطقه به معنای فقر و نگون بختی در مناطق دیگر است. توسعه ناموزن یعنی ثروت انباشته شده در یکجا، و نتیجا” محرومیت در جای دیگر؛ دلیل اصلی فراموشی مناطق مرزی همین است. این امر باعث سقوطِ پیوسته و هر چه بیشترِ معاش ساکنان این مناطق می شود. کولبران هر روز دل به کوه میزنند، اما در طول هر ماه عده ای زخمی و ناقص به خانه باز گشته، و ده ها نفر هرگز باز نمی گردند. آن ها به سادگی و در سکوت خبری در مرزها کشته و زخمی شوند، و هیچ رسانه ای نامی از ایشان نمی برد.
طبق آخرین آمار، تنها در سال ۹۳ فقط در کردستان ایران ۳۷ کولبر با تیراندازی نیروهای مرزی کشته و ۴۲ نفر دیگر زخمی شده اند. سنِ کولبران کشته شده از ۱۳ الی ۶۰ سال اعلام شده و احتمالا” زنانی هم در میان شان بوده اند. اما فاجعه تنها به از دست رفتن جانِ کولبر ختم نمی شود، تبعات این مرگ ها و نقص عضو ها، همسران و فرزندان و اطرافیان را تحت الشاع قرار داده و آنان را بیش از پیش تحت فشار معیشتی و روانی گذاشته و روز از نو، روزی! از نو…

 

** محمد جواهری، دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران

Leave a comment

Your email address will not be published.


*