خاستگاه زیست‌محیطی روایات رستاخیزی

محمد ایزدی

رتوریک (۱) پایان جهان، چه در ادبیات مذهبی چه در روایت‌شناسی سکولار، راهی است برای استدلال اخلاقی، با تأکید بر پیامدهایی که عملکرد کنونی انسان در پی خواهد داشت. آخرالزمان‌گرایی (۲) مشهورترین نوع روایت پایان جهان‌شناختی است که در ادیان و اسطوره‌های مختلف اغلب سامی و شبه‌سامی با آن آشنا هستیم. برخی از این «پایان‌ها» با دگرگونی‌ها و چه بسا ویرانی‌هایی در محیط زیست طبیعی جانداران و انسان‌ها همراه هست. فراگیرترین نوع آخرالزمانی در فرهنگ عمومی جهانی نسخه مسیحی آن است که به نابودی جنگل‌ها و رودها و قطحی و بیماری و دیگر بلایای زیست‌محیطی اشاره می‌کند. این تمثیل‌ها که اشارات مستقیمی به مسائل زیست‌محیطی دارند به برخی از محیط‌زیست‌گرایان (۳) کمک می‌کند که با بهره‌گیری از رتوریک پایان جهان درباره نابودی بشر به دست خود هشدار دهند. بیشترین تحقیقاتی که پیرامون موضوع آپوکالیپس، آخرالزمان، و مسائل محیط زیست در غرب شده است شامل روایت‌های مسیحی و نسبت آنها با محیطزیست‌گرایی مدرن است. رتوریک آخرالزمانی و آپوکالیپتیک در ادیان و اسطوره‌های غیرمسیحی هنوز چندان مطالعه نشده‌اند. در چارچوب مسیحیت که شباهت‌های زیادی با اسلام و یهودیت دارد، برخی پژوهش‌ها به این مسئله پرداخته‌اند که آیا راهیابی نگرش‌های آخرالزمانی مسیحی به گفتمان محیط زیست باعث تقویت آن می‌شود یا به انحراف و حتی تقابل با آن می‌انجامد. پاره‌ای دیگر از تحقیقات به مخالفت بنیادگرایان مسیحی با محیطزیست‌گرایی درباره ماهیت طبیعت برای انسان تا روز رستاخیز پرداخته‌اند. موضوع‌های دیگری نیز توجه پژوهشگران درباره نسبت آخرالزمان و محیط زیست را جلب کرده‌اند که بیشتر با حوزه‌های مستقلی چون مطالعات جنسیت، نقد ادبی و جامعه‌شناسی پیوند دارند. اما آنچه ما در این مقاله تلاش داریم بیشتر به آن بپردازیم یافتن «جایگاه» پرسمان محیط زیست درون مباحثه آخرالزمان‌گرایی دینی و سکولار خواهد بود. می‌خواهیم بدانیم چگونه دغدغه عمده حفظ محیط زیست می‌تواند تحت تأثیر رتوریک پایان جهان، چه در شکل دینی چه در شکل سکولار آن، قرار گیرد.

طبیعت به‌ مثابه منبعی بی‌پایان

رستاخیز علیه زمین گونه‌ای از تفسیر غیر اومانیستی، غیر سکولار و در پاره‌ای موارد ظاهرگرایانه از متن‌های دینی ادیان ابراهیمی به این باور می‌انجامد که خداوند زمین را در اختیار بشر گذاشته است تا از نعمت‌های آن بهره‌مند شود و به فرامین خدا گوش دهد، اگر چنین نکند دچار خسران و عذاب الهی می‌شود. طبیعت صحنه آزمون انسان برای رستگاری ابدی است. انسان کوچک‌تر از آن است که خاک و اقیانوس‌ها و کوه‌هایش را به خطر اندازد. انسان وارد جهانی پر از نعمت می‌شود، از آن بهره می‌گیرد و آنجا خود را محک می‌زند. در کتاب پیدایش از عهد عتیق آمده است: انسان باید  «زمین را اشغال کند و بر آن چیره شود؛ و بر ماهی دریایش و بر مرغان هوایش و بر هر ذوحیاتی بر زمین مسلط شود» (۱:۲۸). چنین تفسیری از برخی بخش‌های اسطوره آفرینش در کتاب  پیدایش میان بنیادگرایان راست‌گرای مسیحی به حدی است که چیرگی بر طبیعت همچون یک فضیلت دینی ستایش می‌شود (۴). از نظر آنان طبیعت برای نیاز انسان آفریده شده است و نباید برای آن وجود مستقلی در نظر گرفت. توجه به طبیعت، طبیت‌گرایی، محیطزیست‌گرایی و مانند اینها در زمره «بت‌سازی از طبیعت» به شمار می‌رود. سن پل در نامه به رومیان گفته است نباید «بیش از خالق در خدمت و تکریم مخلوق بود» (۱:۲۵) (۵).  انسان بر جهان آمده است تا بر تمام نهادها و چیزهای «سکولار» و زمینی مسلط شود. آنها در خدمت انسان هستند و نباید به آنها بیش از سعادت اخروی اهمیت داد. انسان از سایر موجودات برتر است و باید بر آنها حکم‌فرمایی کند. در این تفسیر غیرسکولار از طبیعت، ما از آنجایی که از سوی خدا انتخاب شده‌ایم بر دیگر موجودات زنده و غیرزنده حق الهی داریم. چیرگی بر طبیعت حق الهی است.

وجه دیگر این تفسیر از متن‌هایی دینی که به آفرینش و آخرالزمان پرداخته‌اند «ضرورت نابودی طبیعت» در پایان جهان و زمان است. به عنوان نمونه، برخی بنیادگرایان مسیحی و گروه‌های نزدیک به آنان که حتی در میان اعضای ارشد حزب جمهوری‌خواه و سناتورها و نمایندگان این حزب در کنگره آمریکا حضور دارند بر این باورند که هشدارهای زیست‌محیطی اغلب بی‌اساس‌اند. طبیعت در آخرالزمان نابود می‌شود و سرنوشت آن پس از روز آخر اهمیتی ندارد. مؤمنان واقعی روز پایان جهان رستگار می‌شوند و جهان نابود می‌شود. زمین مخلوق خداست و او خود می‌داند که تا روز پایانی با آن چه کند. رویداد اصلی این است که انسان در آخرالزمان با سعادت واقعی و بازگشت مسیح مواجه می‌شود. حتی کتاب‌های پرفروشی در این زمینه نوشته شده‌اند. از آنها می‌توان به مجموعه Left Behind) (۶)) اشاره کرد که در آن فاجعه واپسین همچون بخشی از بازگشت مسیح تصویر شده است. این روایت‌های آخرالزمانی و فرجام‌شناسانه (۷) در عمل پرسش اصلی محیط زیست یعنی نگهداری آن را بی‌اعتبار می‌دانند، چرا که چنین چیزی در کتاب مقدس نیامده است. از نظر کسانی که چنین تفسیری از آخرالزمان در ادیان دارند، سبزگرایی یا محیطزیست‌گرایی می‌تواند نوعی الحاد و بی‌توجهی به بصیرت الهی در آفرینش جهان تلقی شود. طبیعت را خداوند آفریده است و او خود می‌داند چگونه آن را حفظ کند. طبیعت آفریده لایزال و بی‌پایانی است که تنها به اراده خداوند نابود می‌شود و بشر در آن نقشی ندارد. آنها حتی اصطلاح «اکو-پاگان» (۸) به معنای کافرانِ زیست‌بوم‌گرا را برای کسانی به کار می‌برند که در نهایت در اندیشه ایجاد یک حکومت سوسیالیستی سبز هستند. به باور این افراد، فعالان محیط زیست همانند هندوانه پوستی سبز اما درونی سرخ دارند. اشاره آنها به چپ‌گرایی سیاسی مرسوم میان فعالان محیط زیست است. از نظر این افراد سبزها جایگزین کمونیست‌های سابق شده‌اند و تلاش آنها برای احیای محیط زیست پوششی برای برنامه‌های سیاسی آنهاست.

درباره بحران‌های زیست‌محیطی از جمله گرم شدن زمین و بالا رفتن سطح آب اقیانوس‌ها که گفته می‌شود دخالت انسان در آن مؤثر است، این گروه‌ها اعتقاد دارند که این بلایا همانند طوفان نوح مجازات‌های الهی برای گناهان بشر هستند. گرم شدن زمین تقدیر الهی و اراده خداوند است. بحران‌های زیست‌محیطی همانند بلایای طبیعی همچون سیل و طوفان و زلزله تنبیه الهی‌ هستند. هر آنچه بر سر انسان می‌آید ناشی از گناهان و خطاهای اوست، نه بی‌توجهی او به محیط زیست. انسان توانایی گرم کردن زمین یا تغییر سطح اقیانوس‌ها یا تخریب گسترده خاک و منابع آبی بی‌پایان را ندارد. انسان همچون یک استعمارگر از منابع طبیعی استفاده می‌کند و اگر نقصان و کمبودی مشاهده شد باید به دنبال گناهان انسانی در برابر خداوند بود، نه دلایلی که از نظر مذهبی‌های افراطی ناشی از علم محدود بشر است. دانش و علم در مقابل بصیرت‌های کتب مقدس نمی‌تواند راه حلی برای بحران‌ها بیابد. اگر اراده خداوند بر این بوده که طبیعت علیه انسان طغیان کند، باید عامل آن را در کردار بشر در مقابل وظایف دینی‌اش جُست.

البته باید تأکید کرد در کشورهای غربی که این مسئله بیشتر محل اختلاف است، به این دلیل که دغدغه‌های محیط زیستی بیشتر اهمیت دارند، لزوما همه افراد مذهبی، حتی میان آنها که بر اساس تعالیم کتب مقدس زندگی می‌کنند، مخالف محیط‌زیست‌گرایی نیستند. برای نمونه، برخی محیطزیست‌گرایان مذهبی در آمریکا به بخش‌هایی از کتاب پیدایش ارجاع می‌دهند که می‌گوید: «خداوند کسانی را که زمین را نابود می‌کنند نابود خواهد کرد» (۱۱:۱۸). در میان آنها اصطلاحی به نام «مراقبت از آفرینش» (۹) وجود دارد که بر وظیفه دینی مسیحیان در برابر طبیعت تأکید می‌کند. این افراد خود محیطزیست‌گرایانی می‌دانند که از جریان‌های چپ- لیبرال متمایزند. این افراد که اغلب به حزب جمهوری‌خواه نزدیکند تلاش می‌کنند در تصویب قوانین زیست‌محیطی فعال باشند.

ایده آخرالزمان به‌سود محیطزیست‌گرایی

اما مدافعان مذهبی محیطزیست‌گرایی فقط دسته اخیر نیستند. مهم‌ترین کاربرد رتوریک مذهبی در دفاع از محیط زیست رتوریک آخرالزمان برای توصیف «پایان جهان سبز» است. رمان‌ها و فیلم‌های متعددی در چند دهه اخیر تمام شدن آب، تخریب منابع طبیعی و به طور کلی نابودی محیط زیست را تصویر کرده‌اند. برخی از این آثار روایی (۱۰) و داستانی (۱۱) درباره لحظه ویرانی محیط زیست و برخی از آنها جهان پس از این ویرانی را به تصویر کشیده‌اند. دسته نخست را «آخرالزمانی» یا «رستاخیزی» و دسته دوم را «پسا-‌ رستاخیزی» می‌نامند. جهان غرق‌شده (۱۹۶۲) و جهان سوزان (۱۹۶۴) نوشته جِی.جی. بالارد، مرگ گیاهان(۱۹۹۵) نوشته جان کریستوفر و حکایت بزرگر (۱۹۹۳) نوشته اکتاویا باتلر از رمان‌های مشهوری رستاخیزی و پسا-رستاخیزی با موضوع محیط زیست هستند. در میان فیلم‌های مشهور می‌توان به اینها اشاره کرد: دنیای آب (۱۹۹۵) ساخته کوین رینولدز، روز پس از فردا (۲۰۰۴) ساخته رونالد امریش، آواتار (۲۰۰۹) ساخته جیمز کامرون و مکس دیوانه: جاده خشم (۲۰۱۵) ساخته جرج میلر. (۱۲)

طرح رِوایی آخرالزمانی در بحران‌های زیست‌محیطی یا بدین‌گونه است که طبیعت به دلایلی نه لزوما انسانی دچار مخاطره جدی می‌شود و انسان سعی می‌کند به‌ نحوی معضل را حل کند، یا بدین‌گونه است که کاری از دست انسان ساخته نیست و باید با فاجعه مواجه شود. برای نمونه، در جهان غرق‌شدهٔ بالارد آفتاب سوزان یخ‌های قطب را آب می‌کند و شهرهای مهم جهان زیر آب می‌رود و تالاب‌های استوایی شکل می‌گیرند. تمام تلاش دانشمندان برای حل این مشکل است. در این روایت‌ها، تصویری آخرالزمانی که در کتاب‌های مقدس و اسطوره‌های کهن دیدیم به شکل دیگری ترسیم می‌شوند. برخی از محیطزیست‌گرایان از این نوع طرح مشکل انتقاد می‌کنند. دلایل آنان متعدد است. یکی از دلایل آنها این است که رتوریک پایان جهان مردم را به تقدیرگرایی مذهبی عادت می‌دهد و مسئولیت‌های فردی را در آنها نادیده می‌گیرد. این منتقدان می‌گویند «آخرالزمان‌گرایی زیست‌محیطی» شاید برای نشان دادن ابعاد فاجعه‌ای که در نتیجه خطاهای روزمره بشر رخ می‌دهد مفید باشد، اما به آنها نمی‌گوید چه کار باید بکنند. آنها به انتظار فاجعه‌ای می‌نشینند که می‌دانند در بروز آن سهم دارند، اما برای آن کار چندانی نمی‌کنند. روایت‌های شبه‌مذهبی آخرالزمانی هم‌زمان تقدیرگرایی نهفته در تصمیم خداوند برای پایان جهان را با خود وارد ذهن مردم می‌کند. دلیل مخالفت دیگر آنها، دور کردن افکار عمومی از دستاوردهای علم و تشویق آنها به سوی رمانتیسیسم مذهبی است.

اما همه فعالان محیط زیست با این نقدها موافق نیستند. روایت‌هایی که بر مهار بحران پیش یا حتی پس از پایان رستاخیزی دلالت دارند می‌توانند در برابر نقد تقدیرگرایی یا تراژیک‌اندیشی مذهبی قابل دفاع باشند. نمونه «نظریه گایا» (۱۳) بر این باور است که زمین در نهایت می‌تواند از خود محافظت کند و بدبینی و تقدیرگرایی در مسائل محیط‌ زیستی جایی ندارد. در این میان، گفتمان آخرالزمانی نوعی تأکید بر خطری است که ممکن است در آیندهٔ نه چندان دور روی دهد، اما در نهایت ما می‌توانیم بر آن فائق آییم. این نوعی هشدار درباره آیندهٔ زمین است که با تقدیرگرایی مذهبی و انفعالی تفاوت دارد.

نمونه دیگری از فعالان محیط زیست که از گفتمان رستاخیزی بهره می‌برند ویکان‌ها (۱۵) هستند. ویکا که نوعی کیش نوپاگانی غربی است بر ارزش بالای طبیعت تأکید دارد. ویکان‌ها که باورهای هزاره‌گرایانه‌ای دارند اعتقاد دارند خدای زمین در آینده انسان‌ها را برای ستم به طبیعت مجازات خواهد کرد. برخی محققان اعتقاد دارند این باور شکلی از معنوی‌سازی نظریه‌های مبتنی بر واکنش طبیعت علیه خطرات پیش رو از جمله «نظریه گایا» است. (۱۶) در انتقامی که گایا خواهد گرفت طبیعت علیه عواملی که تهدیدش کرده‌اند مقاومت خواهد کرد و اثر آنها را از بین خواهد برد. آنان با افزودن آیین‌ها و مناسک پاگانی از جمله استفاده از گیاهان دارویی، مراقبت از بدن و انرژی‌های آن سعی می‌کنند هماهنگی خود را با طبیعت حفظ کنند.

آخرالزمان‌گرایی فقط محدود به برخی گروه‌های فعال محیط زیست نیست. به طور کلی، تصور «بحران فزاینده و وسیع» تلویحا نوعی کاربرد رتوریک رستاخیزی در گفتمان زیست‌محیطی است. برای نمونه ال گور، فعال مشهور محیط زیست، در کتاب «زمین در تعادل» (۱۹۹۲) با شواهد علمی بر ذاتی بودن فاجعه محیط زیستی تأکید می‌کند. او از خطر بزرگ تمدن صنعتی برای زیست‌بوم زمین و آیندهٔ تیره و تار آن می‌گوید و در این باره می‌نویسد: «ما چه فهمیده باشیم چه نه، اکنون درگیر نبردی حماسی برای اصلاح تعادل زمین هستیم و ورق در این نبرد وقتی برمی‌گردد که اکثریت مردم به اندازه کافی بر اثر یک حس مشترک خطر اضطراری بیدار شده باشند و به یک تلاش دسته‌جمعی بپیوندند» (۱۷). این «نبرد حماسی» چیزی جز یک نبرد حیاتی و حساس برای جلوگیری از فاجعهٔ بزرگ نیست. اگر مردم بیدار نشوند و به فاجعه نیاندیشند زمین یعنی محل زندگی ما دچار مخاطره جدی می‌شود. ال‌ گور در واقع از رتوریک حماسی پایان برای تأکید بر یک اضطرار همگانی استفاده کرده است. او از روایت حماسی بهره می‌گیرد تا تراژدی پایان زمین را برای ما تصویر کند. عنصر روایت کمک می‌کند تا ما با واقعیت روبرو شویم و آن را لمس کنیم.

آپوکالیپتیسیسم زیست‌محیطی به‌ مثابه نوعی روایت تراژیک به نوعی در میان اغلب گفتمان‌های محیط زیست وجود دارد و نمی‌توان آن را با تقدیرگرایی برابر دانست. اگر ما برای نمونه در «مکاشفه یوحنا» شاهد نابودی دریاها و کوه‌ها و جنگل‌ها برای ظهور و بازگشت مسیحا هستیم، در گفتمان رستاخیزی سکولار نیز با نابودی طبیعت بر اثر خطای انسان مواجه‌ایم. از چشم‌انداز زندگی روزمره که همه چیز سر جای خود است و کار می‌کند، کوه‌ها و دریاها و جنگل‌ها و آب هستند و نظم بر طبیعت حکمفرماست، صبح بیدار می‌شویم و شب می‌خوابیم، همه چیز عادی است، میان بلای زیست‌محیطی در روایت سکولار و بلای آخرت‌شناسانه دینی تفاوتی وجود ندارد. هنگامی که طوفان می‌آید باید از خود بپرسیم که این نتیجه کدام گناه ماست؟ تغییر آب و هوا یا گناهان بشری؟ رتوریک رستاخیزی کمک می‌کند وضعیت حال را در ذهن خود معلق کنیم و به جهان آشفته و ویرانی بیاندیشیم که در آن یا آب نیست، یا همه جا زیر آب فرو رفته، از سموم صنعتی می‌میریم، خاک‌ها از بین رفته‌اند و نمی‌توان کشاورزی کرد. ما تنها پیامد عملکرد خود را تخیل می‌کنیم.

———

پانوشت‌ها:

۱- ریطوریقا(Rhetorica)، هنر سخنوری اقناعی، استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشه‌ای.

  1. apocalypticism
  2. environmentalism
  3. Maltby, Paul. “Fundamentalist Dominion, Postmodern Ecology” in Ethics and the Environment, Vol. 13, No. 2 (Fall, 2008), pp. 119-141.
  4. , p. 120.
  5. LaHaye, Tim, and Jerry B. Jenkins. Left Behind Complete Set, Series 1-12. Tyndale. 1991.
  6. eschatological
  7. eco-pagan
  8. Creation Care
  9. narrative
  10. fictional
  11. تاکنون این رمان‌ها به فارسی ترجمه نشده‌اند. عنوان انگلیسی آنها به ترتیب چنین است:
  1. Gaia hypothesis
  2. avertive (appocalypticism)
  3. Wiccans
  4. Veldman, Robin Globus. “Narrating the Environmental Apocalypse”, in Ethics and the Environment, Vol. 17, No. 1 (Spring 2012), pp. 1-23, p. 7.
  5. Gore, Al. Earth in the Balance: Ecology and the Human Spirit. 1992, Boston: Houghton Mifflin Company, p. 269.

 

منبع: مجله اینترنتی قلمرو/آذرماه

Leave a comment

Your email address will not be published.


*