از حُجره تا کالج

سلمان احمدوند

گفتاری در نسبتِ حوزه و دانشگاه

یگانه معنای محصّل وحدتِ حوزه و دانشگاه از دید من آن است که دانشگاهیان دین‌­پژوه و دین‌­پژوهان دانشگاه‌­دیده و یا دستِ کم آشنا با زیر و بم تألیف و تصنیفِ پژوهش روشمند(متدیک) و رهگشا، برای ارتقای دانش و بینش در جامعه و جامعه‌­ی دانشگاهی یاری رسانند. بزرگ­ترین تهدیدِ این مقصود، آلوده شدنِ حوزه و دانشگاه به سیاست و دانشگاه و حوزه را به مسلخ روزمرّه‌­گی­های سیاسی کشاندن است.

آگاهان نیک می­دانند که سیاست‌­ورزی و سیاست‌­اندیشی را با غوغاسالاری و هوچی­‌گری و درافکندنِ همهمه­‌های هیولایی با هدفِ برآشفتن آرامش جامعه و نرسیدنِ صدا به صدا و پیش بردنِ این طرح تاریک تا اعتبارزدایی از مفاهیم و و واژه‌­ها نسبتی هم اگر باشد از نوع تضاد و تخاصم است، وگرنه روحانیان و دانشگاهیان به مثابه شهروندانِ فعّال، هر یک به قدر طاقتِ بشری و دامنه­‌ی دانایی و توانایی در نظام اجتماعی منشأ اثرند و در این میان چه پهنه‌­ای سرنوشت‌­سازتر از ساحتِ سیاست که چنان­که در جستاری دیگر و به نقل از بِرتولت برشت، نمایشنامه‌­نویس شهیر آلمانی، آوردم: «بدترین بی­سوادی، بی­سوادی سیاسی است.»
گواه راستی این مدّعا که دانش‌­اندوزی و دین­ورزی قابل جمع‌­اند شماری از اندیشه­‌ورانِ زمانه­‌اند که با بهره­‌مندی از تحصیلاتِ ژرفِ حوزوی و نیز گشودگی به دستاوردهای معرفتی دورانْ از راهِ ورود به دانشگاه و آموختنِ علوم جدید به تلفیقِ سازگار و سازنده­ی سنّت و مدرنیته توفیق یافتند، آنان با فراگیری زبان و ادبیاتِ عرب، کلام و تفسیر و تاریخ و نافذتر از همه آشنایی عمیق با سنّتِ سترگ عرفانِ ایرانی- اسلامی به مدارج عالی فضل و فرهیختگی دست یازیدند، رود زاینده­ای که شوربختانه در دهه‌­های گذشته از جوش و خروش باز مانْد و راه آن بزرگان بی رهرو!

از آن جمله‌­اند استادِ یگانه محمد رضا شفیعی کدکنی، که هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود- که روحانی بود- و محمدتقی ادیب نیشابوری (ادیب نیشابوری دوم) به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت (در هفت‌سالگی تمام الفیۀ ابن مالک را از حفظ بود)، فقه و کلام و اصول را نزد شیخ هاشم قزوینی فراگرفت. پس از درگذشتِ ایشان، تا آخرین مراحل درس خارج فقه را نزد سید محمدهادی میلانی خواند، سیّد مصطفی محقّق داماد، حقوقدان و مجتهد نواندیش، مصطفی ملکیان، فیلسوف و روشنفکر، احمد احمدی، مترجم و مدرّس فلسفه، مهدی خلجی، روزنامه‌نگار، نویسنده، مترجم و تحلیل‌گر سیاسی، محمد مجتهد شبستری، فیلسوف، فقیه، پژوهشگر علوم قرآنی و متخصّص الهیات تطبیقی، و…

حوزه­‌ها باید به پروردنِ طلبه‌­هایی اهتمام ورزند که افزون بر آموختنِ علوم سّنتی با دانش­های مدرن هم بر سَر مِهر باشند. پژوهش و آموزش و پرورش زمینه­‌هایی است که به بیانِ مصطفی ملکیان حوزه در آن نیازمند تن دادن به تحوّلی بینادین است. روزآمدی و پویایی حوزه در گرو گام زدن در این مسیر است، دانشگاه­ها هم باید به سنّتِ دینی و دستاوردهای رنگارنگِ آن گشوده باشند و با انتقال تجاربِ خود در “روش‌­شناسی” که شرط اوّل قدم در انجام هر پژوهش سودمند و آموزشِ اثربخشی است، به حوزویان در ارتقاء دانش و بینش یاری رسانند. ضرورت و اهمیّت این موضوع آنگاه به نیکی دانسته می­شود بدین نکته تفطّن یابیم که در جهانِ جدید برای رفتن به سراغ متون مقدّس می­بایست به چندین دانش(متن‌­شناسی انتقادی، تاریخ تحلیلی، زبان­شناسی تاریخی، هرمنوتیک، انسان­‌شناسی، جامعه­‌شناسی، دین­‌پژوهی و…) مجهّز بود.

Leave a comment

Your email address will not be published.


*