مروری بر کتاب رسانه‌ها و مدرنیته؛ (قسمت دوم)

قربان عباسی

قربان عباسی -site edit

**

سؤال انتقادی از اندرسون: اگر این اجتماع کتاب‌خوانان اولیه نطفه جامعه ملی تصوری بود پس چرا نزدیک به سه قرن به طول انجامید که این نطفه بالغ شود؟

اندرسون: تحول چاپ و دیگر رسانه‌های فنی ارتباطی نه شرط کافی بلکه شرط لازم پدیداری آگاهی ملی بود. مسئله مبارزه علیه استعمار نقش مهمی در شکل‌دهی به نهضت‌های ملی‌گرا در قرون نوزده و بیستم ایفا کرد. به دنبال صنعت چاپ، شکل‌گیری نشریات خبری هفتگی و روزنامه‌ها را هم شاهد هستیم. در سال ۱۶۰۹ نشریات هفتگی در چندین شهر المان ازجمله  استراسبورگ و ولفن بوتل چاپ می‌شدند. نخستین روزنامه در انگلستان به سال ۱۶۰۲ منتشر شد که پوشش خبری جنگ سی‌ساله را فراهم نمود. در سال ۱۶۴۰ سلطه شدید دولت بر مطبوعات روبه ضعف نهاد. تا سال ۱۷۵۰ لندن دارای ۵ روزنامه روزانه بود شش نشریه سه شماره در هفته،۵ هفته‌نامه و گاهنامه‌های دیگر که تیراژ آن‌ها به ۱۰۰ هزار نسخه می‌رسید. بحث مبارزه برای ایجاد مطبوعاتی مستقل و آزاد بدون دخالت دولت نقش اصلی در تحول حکومت قانونمند مدرن ایفا کرد. بعضی متفکران لیبرال مثل جرمی بنتام، جیمز میل و جان استوارت میل از طرفداران پرشور آزادی مطبوعات بودند؛ و بیان آزادانه عقاید از طریق مطبوعات مستقل را سپر محافظی در برابر استفاده مستبدانه از قدرت حکومت می‌دانستند. موضوع مهم این بود که مستعمره نشینان امریکایی به دنبال جنگ موفقیت‌آمیز استقلال علیه سلطنت بریتانیا اصل آزادی مطبوعات را در تبصره نخست قانون اساسی گنجاندند. بعد قوانین اساسی ۱۷۹۱ و ۱۷۹۳ فرانسه بر اساس اعلامیه حقوق بشر ۱۷۸۹ به‌وضوح از آزادی بیان پشتیبانی کرد و آن‌قدر حکومت‌ها را تحت‌فشار قراردادند تا این‌که آزادی مطبوعات به‌صورت جلوه‌ای از قانون اساسی حکومت‌های غربی درامد ۸۷

هابرماس به این نکته توجه خاصی نشان می‌دهد. به نظر وی تحول سرمایه‌داری تجاری در قرن ۱۶ همراه با اشکال نهادی و در حال تغییر قدرت قانون اساسی شرایط ظهور نوع جدیدی از حوزه عمومی را در اوایل اروپای مدرن به وجود آورد… هابرماس در کتاب دگرگونی ساختار حوزه عمومی معتقد است که در این برهه معنای اقتدار همگانی جابجا شد. حوزه زندگی بانزاکت کنار نهاده شد و دولت حوزه صلاحیت قضاوت و انحصار استفاده مشروع از خشونت را کسب کرد. هم‌زمان با این امر جامعه مدنی به‌عنوان حوزه روابط اقتصادی خصوصی سر برآورد. بین قلمرو اقتدار همگانی (عمومی) یا دولت از یک‌سو و قلمرو خصوصی جامعه مدنی و روابط شخصی از سوی دیگر، حوزه جدیدی از عامه پدیدار شد. یک حوزه عامه بورژوا مرکب از افراد معمولی لکن مجهز به سلاح نقد خرد و استدلال ورزی که با فعالیت‌های حکومت مقابله می‌کردند. هابرماس معتقد است که این امر بدون ظهور مطبوعات گاهنامه‌ای ممکن نبود. نشریات انتقادی و گاهنامه‌ها عرصه تازه‌ای را برای رهبری مناظره همگانی فراهم کردند. به دنبال این امر مراکز جامعه‌پذیری در شهرهای اروپای مدرن نمایان شدند. میخانه‌ها، تماشاخانه‌ها، قهوه‌خانه‌ها از اواسط قرن ۱۷ به مکان‌های بحث و مراوده اجتماعی بدل شدند

در انگلستان آغاز قرن ۱۸ بهترین شرایط ممکن برای پیدایی حوزه عامه بورژوا به وجود آمد. قهوه‌خانه‌ها رونق یافتند در اوایل قرن ۱۸ فقط در لندن حدود ۳۰۰۰ قهوه‌خانه وجود داشت. استدلال هابرماس این است که بحث‌های انتقادی برخاسته از نشریات گاهنامه‌ای سرانجام تأثیری دگرگون‌کننده بر شکل نهادی حکومت‌های مدرن داشته‌اند.

هابرماس اما می‌پذیرد که کارگران، دهقانان و نیز زنان به‌صورت عمده از حوزه عامه بورژوا طردشده بودند. طرد زنان حاکی از یک دلالت ساختاری بود که دران زمان زنان گویا با توجه به گرایششان به جزئیات و صحبت‌های پرتکلف و سبکسرانه معمولاً مناسب زندگی خانوادگی محسوب می‌شدند. نکته بعدی در استدلال هابرماس این است که درست است که حوزه عمومی در شرایط مطلوب قرن ۱۸ شکوفا شد اما جدایی میان حکومت و جامعه مدنی، بالا گرفتن خصلت مداخله‌جویانه حکومت‌ها و عهده‌دار شدن مسئولیت بشر برای انتظام امور رفاهی شهروندان به زوال آن کمک کرد. رسانه‌ها نیز به‌تدریج تجاری شدند و همین تجاری شدن رسانه‌ها منش آن‌ها را به‌طورکلی تغییر داد. جای بحث‌های خردمندانه و انتقادی را مطالب گرفت که بیشتر جنبه تفنن داشتند زندگی عمومی منشی نیمه فئودالی به خود گرفت. توده جمعیت از مناظره و فرایند تصمیم‌گیری طرد شدند و با آن همچون منبعی کنترل‌شده و تحت تسلط رفتار کردند که رهبران سیاسی با کمک فنون رسانه‌ها می‌توانستند تائید کافی برای مشروعیت برنامه‌های سیاسی خود فراخوانند.۹۳

تامپسون فصل دوم را با تأکید بر سه گرایش عمده قرن نوزده در حوزه رسانه‌ها به پایان می‌برد. وی معتقد است در قرن نوزده

۱-نهادهای رسانه‌ای به کسب و پیشه تجاری در مقیاس وسیع تبدیل شدند (این امر از اوایل قرن ۱۹ آغاز شد. تا اوایل دهه ۱۹۹۰ در بریتانیا چهار گروه بزرگ رسانه‌ای در حدود ۹۲ درصد شمارگان روزنامه‌های سراسر کشور و حدود ۸۹ درصد شمارگان روزنامه‌های یکشنبه را کنترل می‌کردند.۹۶. امروزه سازمان‌های ارتباطی چندرسانه‌ای مثل تایم وارنر، برتلسمان، سازمان صنفی اخبار روپرت مرداک و شرکت فنی وست سلیویو برلوسکونی بازیگران اصلی صنایع رسانه‌ای هستند.)

۲-ارتباطات جهانی شد (جهانی کردن ارتباط فرایندی است که مبدأ آن را می‌توان در نیمه دوم قرن ۱۹ جست.)

۳-با تحول اشکال باواسطه و رسانه‌ای شده الکترونیکی ارتباط روبرو می‌شویم. (استفاده از نیروی برق برای مصارف ارتباطی ازجمله بزرگ‌ترین کشفیات قرن نوزده بود. نخستین تجربه استفاده از تلگراف از طریق الکتریسیته القایی در سال‌های دهه ۱۸۳۰ در امریکا انگلستان و المان عملی شد. در دهه آخر قرن ۱۹ مارکنی تجربه ارسال علائم از طریق امواج الکترومغناطیسی را آغاز کردند)

فصل سوم

رونق تعامل رسانه‌ای

بیشترین اشکال تعامل اجتماعی در قسمت اعظم تاریخ بشر از آن تعامل رودررو بوده است؛ اما سؤال این است که تحول رسانه‌های ارتباطی چگونه بر الگوهای سنتی تعامل اجتماعی تأثیر گذاشت؟ رشد محصولات رسانه‌ای از اواخر سده ۱۵ چه تأثیر اجتماعی از خود به‌جای نهاده است؟ چند نکته را باید ازنظر دورنگه نداریم. تحول رسانه‌های ارتباطی اشکال جدید عمل و تعامل و نیز انواع جدید روابط اجتماعی را به وجود آورده است. با تحول رسانه‌های ارتباطی تعامل اجتماعی از محل و مکان فیزیکی جداشده است. استفاده از رسانه‌های ارتباطی به اشکال جدید کنش از دور فرصت ظهور می‌دهد. برای این منظور باید بین سه نوع از اشکال تعامل فرق بگذاریم

  • تعامل رودررو: در یک بافت هم حضور به وقوع می‌پیوندد که در سرشت خود ویژگی گفت‌وشنودی دارد. انبوهی از اشارات نمادین از قبیل چشمک و ادا و اخم و لبخند و تغییر تن صدا می‌تواند اتفاق افتد.
  • تعامل رسانه‌ای: تعامل باواسطه است همچون نامه‌نویسی و گفت‌وگوی تلفنی که در طول زمان و مکان گسترده است. با نوعی باریک کردن گسترده اشارات نمادین سروکار دارد.
  • شبه تعامل رسانه‌ای: به‌نوعی روابط اجتماعی احرازشده به‌واسطه رسانه‌های توده‌ای (کتاب-روزنامه-رادیو و تلویزیون و غیره) اشاره دارد که در سرشت خود ویژگی تک‌گویی (مونولوژیک) دارد بدین معنا که جریان ارتباط به‌طور عمده یک‌طرفه است. به‌عنوان‌مثال خواننده یک کتاب یا بیننده فیلم بیش از هر چیز گیرنده نمادین است که سازنده آن طالب پاسخ مستقیم و آنی نیست. چون منش تک گویانه دارد بهتر است از آن به‌عنوان شبه تعامل یاد کنیم. چون این نوع تعامل فاقدان میزان کنش واکنش متقابل و جنبه خاص فی‌مابین دیگر اشکال نمادین اعم از رودررو یا رسانه‌ای است.

امروزه بسیاری از تعامل‌هایی که در جریان زندگی روزمره به ظهور می‌رسد آمیزه‌ای از سه نوع تعامل فوق است. با ظهور و پیشرفت صنعت چاپ در اروپای قرن ۱۵ و ۱۶ و تحولات بعدی در سایر نقاط جهان و نیز با پیدایی انواع گوناگون رسانه‌های الکترونیک در قرن نوزده و بیست تعامل رودررو به‌گونه‌ای فزاینده با اشکال تعامل رسانه‌ای و شبه تعامل مکمل شده است.

تامپسون از نظریه اروینگ گافمن استفاده می‌کند تا مسئله سازمان‌بندی شبه تعامل باواسطه را بیشتر بشکافد. با یاری‌گرفتن از دو مفهوم کلیدی وی یعنی پیش‌زمینه و پس‌زمینه (روی صحنه و پشت‌صحنه) تلاش می‌کند این قضیه راکمی عمیق‌تر بفهمد. فرد در پیش‌زمینه یا روی صحنه در پی ان است که تصویری از خود ارائه دهد که کم‌وبیش با آن چهارچوب و حس و تأثیری که می‌خواهد برساند سازگار باشد؛ و اعمال و جنبه‌هایی ز خویشتن را که نامناسب احساس می‌شود یا احتمال دارد تصویری را که شخص در پی فرافکنی ان است بی‌اعتبار کند سرکوب‌شده به پس ناحیه می‌فرستد. در شبه تعامل رسانه‌ای تکنیکی چارچوب تعاملی پاره می‌شود. شبه تعامل تلویزیونی متفاوت از سایر شبه تعامل‌هاست خالق چیزی است که می‌توانیم آن را تجربه ناپیوسته مکان-زمان بخوانیم. افراد به‌صورت مسافران مکان و زمان درمیایند؛ و سعی می‌کنند تجربه رسانه‌ای خود را از زمان‌ها و مکان‌های دیگر به بافت‌های زندگی روزمره برگردانده به آن مرتبط کنند؛ اما تلویزیون به خاطر داشتن منش تک گویانه ویژگی خاص خود را دارد. محتوای نمادین برنامه‌ها چیره دستانه توسط مجموعه‌ای از شرکت‌کنندگان ساخته و به گستره نامحدودی از گیرندگان ارسال می‌شود.

 تحول رسانه‌های ارتباطی موجب ظهور انواع جدید عمل باواسطه مسافت یا کنش از دور شده است؛ که به امری عادی در جهان امروز بدل شده است. روراست‌ترین نوع کنش برای دیگران دور کنش خطاب به گیرنده است؛ که می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد؛ که دران سازندگان رو به دوربین و با آن صحبت می‌کنند. نمونه آن پخش اخبار تلویزیونی در شکل سنتیان است (کله سخنگو)

نوع دیگر کنش برای دیگران دور فعالیت روزمره رسانه‌ای است. ویژگی متمایزان این است که بخشی از جریان واقعی سلوک در زندگی روزمره است. مثل فیلم‌برداری از سربازان اسرائیل در کناره باختری که شاید خود از آن خبر نداشته باشند؛ اما با دیدن ان ممکن است ندانند که چه هنگام دیگر ممکن است فیلم‌برداری شوند؛ و بالطبع محتمل است که رفتار خود را با در نظر گرفتن این احتمال تنظیم کنند.

سومین شکل کنش برای دیگران دو رویداد رسانه‌ای است. به پیروی از دایان و کاتز می‌توانیم از اصطلاح رویدادهای رسانه‌ای برای اشاره به آن موقعیت‌های بزرگ و استثنایی از پیش برنامه‌ریزی‌شده پخش مستقیم می شو دودر جریان عادی رویدادها وقفه ایجاد می‌کند استفاده کنیم. (خبر فوری…)

چهارمین شکل کنش برای دیگران دور کنش غیرواقعی یا خیالی است. افراد در مصاحبه‌های تلویزیونی نقشی را بازی می‌کنند که به آن‌ها گفته‌شده است؛ اما می‌دانند که این شخصیت چیزی غیر از خود آن‌هاست. در این میان البته نباید فراموش کنیم که کنش‌های دیگران دور می‌تواند به واکنش یا پاسخ‌های مشابه بینندگان و مخاطبان بینجامد که می‌توان از آن تحت عنوان اشکال هم نواخت عمل واکنشی نام برد. بدین معنا که گیرندگان ممکن است به شیوه‌هایی شبیه به هم و حتی آشکارا هماهنگ عمل کنند. به‌عنوان‌مثال پوشش خبری گسترده وزنده جنگ ویتنام دستکم تا حدودی در توانایی و منش هم نواخت جنبش ضد جنگ کارساز بود. جنگ ویتنام نخستیم دخالت نظامی امریکا در ورای مرزهایش بود که تلویزیون آن را با تمام جزئیات تحت پوشش خبری قرارداد. یا شورش‌های انقلابی اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ نمونه دیگری از شیوه‌های برانگیختن و تغذیه کنش جمعی به‌وسیله افرادی که در بافت‌های دور قرارگرفته‌اند به دست می‌دهد. پدیده عمل واکنشی هم نواخت این حقیقت را روشن می‌کند که رسانه‌ها تنها در گزارش یک جهان اجتماعی که بدون رسانه‌ها هم همچنان ادامه می‌یافت دخیل نیستند بلکه در ساخت و اساس بندی جهان اجتماعی نیز شرکت فعال دارند.

فصل چهار

دگرگونی در روئیت پذیری

اگر توجهمان را بر تحول جوامع غربی از دوره اواخر قرون‌وسطی به این‌سو معطوف کنیم دو مفهوم اساسی از صورت دووجهی عمومی-خصوصی رامی توانیم تشخیص بدهیم. یکی رابطه بین حوزه قدرت سیاسی نهادی شده (حکومت‌های مستقل و قدرتمند) و دیگری شامل حوزه‌های فعالیت اقتصادی و روابط شخصی که خارج از کنترل مستقیم سیاسی بود. از اواسط قرن شانزدهم امر عمومی به معنی فعالیت یا اختیارات و مرجعیت وابسته به حکومت بود درحالی‌که حوزه خصوصی به فعالیت‌ها یا حوزه‌هایی از زندگی اطلاق می‌شد. جامعه مدنی حد واسط بین این دو بود رایج‌ترین شکل استفاده از این اصطلاح کاربردی است که به‌طور عمده مدیون هگل است که بر طبق آن جامعه مدنی به‌عنوان حوزه‌ای مرکب از افراد معمولی سازمان‌ها و طبقات اجتماعی تعریف‌شده که با قانون مدنی و رسماً متمایز از حکومت اداره و تنظیم می‌شود. قلمرو یا حوزه خصوصی در این مفهوم جزو جامعه مدنی است. امروزه سازمان‌های اقتصادی با مالکیت خصوصی که در اقتصاد بازار عمل می‌کنند و روابط شخصی و خانوادگی جزو قلمرو خصوصی است و سازمان‌های اقتصادی با مالکیت دولتی مثل صنایع ملی شده و تسهیلات عمومی با مالکیت دولتی نظیر سازمان‌های رفاهی و بهزیستی در قلمرو عمومی هستند. امروزه البته سازمان‌های بینابین نظیر اکسفام و بنیاد حمایت از کودکان و غیره هم وجود دارند اتحادیه‌ها، باشگاه‌ها، اتحادیه‌های تجاری، احزاب سیاسی و گروه‌های فشار و تعاونی‌ها.

عمومی به‌طور کل یعنی باز یا در دسترس عموم. عمومی چیزی است که روئیت پذیر است در مقابل خصوصی چیزی است که از دید پنهان باشد که بر خاص بودن، پنهان بودن و عدم روئیت پذیری اطلاق می‌شود. کنش عمومی کنشی روئیت پذیر است که آشکارا اجرا می‌شود چنان‌که هرکسی می‌تواند آن را ببیند. در یونان باستان شهروندان بالای بیست سال مرد اجازه داشتند در اگورا گرد آیند و تصمیمات سیاسی اتخاذ کنند که متضمن تعهد خاص نسبت به روئیت پذیری قدرت بود. در حکومت‌های سلطنتی سنتی قرون‌وسطی و اوایل اروپای مدرن امور حکومتی در دایره نسبتاً محدود دربار اداره می‌شد که عمدتاً ازنظر بیشتر جمعیت رعیت قابل روئیت نبود. هنگامی‌که شاهان و شاهزاده‌ها و لردها دربرابررعیت شان ظاهر می‌شدند این کار را برای اثبات قدرت خویش در حضور عام انجام می‌دادند. رویدادی تقریباً نمایشی و از پیش‌پرداخته. عام بودن نه با اعمال قدرت بلکه با شور و وجد و ابراز احساسات آن ملازم بود.

با تحول حکومت مشروطه مدرن روئیت ناپذیری قدرت از راه‌های مخصوصی محدود شد. نهادهای بازتر و مسئولیت‌پذیرتر جای آن غرفه سری را گرفتند تصمیمات مهم سیاسی و مسائل سیاست‌گذاری موردبحث هیئت‌های پارلمانی قرار گرفت و شهروندان واجد حقوق خاصی شدند. بنابراین قدرت و اعمال آن مرئی‌تر شد و فرایندهای تصمیم‌گیری عمومی‌تر شد؛ اما صاحبان قدرت هم بیکار ننشستند اشکال جدید قدرت و حکومت پنهان و فعالیت‌های اسرارآمیز سرویس‌های امنیتی و سازمان‌های فرا نظامی اختراع شدند؛ اما سؤال این است که تأثیر رسانه‌ها بر ماهیت عمومیت و رابطه بین قدرت و روئیت پذیری چگونه است؟ تحول رسانه‌ای اشکالی از عمومیت آفریده است که ویژگی بنیادین آن این است که عمومیت افراد و کنش‌ها و رویدادها دیگر بسته به سهیم شدن در محلی واحد نیست. عمومیت رسانه‌ای جهان امروزی فرایندی بدون بازگشت است.

استدلال فوکو درباره رابطه بین قدرت و روئیت پذیری چیست؟

استدلال وی این است که در جوامع جهان باستان و نظام کهن، جوامعی نمایشی و ظاهر نما بودند اعمال قدرت با نمایش عمومی توان وبرتری حکمران مرتبط بود. عده معدودی به‌طور روئیت پذیری بر جمعیت کثیری اعمال قدرت می‌کردند اعدام درملأعام و در میدان بازار به‌صورت نمایشی بود که دران قدرت قیوم انتقام خود را می‌گرفت و شکوه شاهی را از طریق نابودی یک رعیت یاغی یک‌بار دیگر به اثبات می‌رساند؛ اما از قرن ۱۶ به بعد نمایش عظیم و تماشایی قدرت جای خود را به اشکال جدید نظم و انضباط و مراقبت داد ارتش مدرسه بیمارستان و زندان این‌ها و دیگر نهادها به شیوه‌ای فزاینده سازوکارهای قدرت مبتنی بر تعلیم، برقراری انضباط، تجسس و ثبت و ضبط را بکار گرفتند اشاعه این سازوکارها موجب ظهور نوعی جامعه انضباطی شد که دران روئیت پذیری گروهی اندک توسط افراد بسیار جایگزین روئیت پذیری افراد به سار توسط گروهی اندک شد و نمایش تماشایی قدرت قیوم جایش را به قدرت بهنجار کننده نگاه نافذ سپرد. نظام سراسر بین یا همان پاناپتیکون. سال ۱۷۹۱ جرمی بنتام نقشه کلی یک زندان کمال مطلوب را پانوپتیکون نامید ساختمانی که یک برج مراقبت در مرکزش بود و از بالا یک نفربر تمامی زندانیان اشراف داشت. فوکو پانوپتیکون را تنها معماری تیزهوشانه اواخر قرن نوزده تلقی نمی‌کند بلکه آن را مدلی قابل‌تعمیم برای سازمان روابط قدرت در جوامع مدرن می‌داند. نظام پانوپتیکون مردمان بسیار را در برابر اندک کسان روئیت پذیر می‌کند و با قرار دادن مردم در معرض روئیت پذیری دائم قدرت پران‌ها اعمال می‌شود.

مسئله هدایت کردن روئیت پذیری:

صاحبان قدرت همواره در تلاش بوده‌اند تا تصویری باشکوه و باعظمت از خود به دیگران نشان دهند. در جهان باستان این کار از طریق تاج‌گذاری‌های باشکوه، مراسم تدفین سلطنتی، رژه‌ها و غیره اتفاق می‌افتاد. امروزه این امر توسط رسانه‌ها و برای طیف وسیعی از مردم می‌تواند هم‌زمان اتفاق بیفتد. نیکسون یکی از نخستین نامزدهای ریاست جمهوری بود که تلاشی نظام‌مند برای استفاده از تلویزیون به نفع خود پیش گرفت. بعد از شکستش در انتخابات سال ۱۹۶۰ در برابر کندی و نتیجه بد مناظره تلویزیونی بسیار بحث‌انگیز او در برابر رقیبش بدان جا رسید که هیچ چاره‌ای جز استفاده از تلویزیون به‌عنوان ابزار ساخت تصویر تازه ندارد. هدایت روئیت پذیری از طریق رسانه‌ها امروزه بسیار رایج است؛ اما ناتوانی در کنترل کامل پدیده روئیت پذیری خود سرچشمه دائم دردسر برای رهبران سیاسی است. گاف دادن‌ها و رسوایی‌ها و دیگر منابع دسترس در جهان رسانه‌ها امری بسیار جدی است. بنابراین ظهور روئیت پذیری رسانه‌ای، پنهان‌کاری و محرمانه عمل کردن‌های آن‌چنانی در پشت درهای بسته را برای اعمال کنندگان قدرت سیاسی دشوار می‌کند؛ اما از سوی دیگر منش غیرقابل‌کنترل روئیت پذیری رسانه‌ای نیز به نوع جدید آسیب‌پذیری در حوزه سیاسی امکان نشو و نما می‌دهد. دولت‌های رسوایی زده نمونه آن هستند. اینک اعمال قدرت سیاسی نه‌تنها در حوزه سیاست داخلی بلکه در مقیاس جهانی به نحوه فزاینده‌ای باز و در معرض دید است. پس اعمال قدرت سیاسی در معرض نوعی نظارت دقیق جهانی است که پیش‌ازاین هرگز وجود نداشت.

** قربان عباسی، دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران

 

3 Comments on مروری بر کتاب رسانه‌ها و مدرنیته؛ (قسمت دوم)

  1. واقعا از شما برای چاپ این مطلب تشکر می کنم. بسیار عالی است

  2. جالب اینکه تامسون راهکارهای بدیع را پیشنهاد می کند

  3. من مطالب قربان عباسی را دنبال می کنم بسیار ایشان خوش قلم است. دست مریزاد

Leave a comment

Your email address will not be published.


*