لیلا پاپلی یزدی

دیگری نامحترم در مواجهه با صورتهای پلاستیکی

در بابِ تبلیغاتِ انتخاباتِ شورای شهر

۶ خرداد ۱۳۹۶ // ۴ Comments

در شهری که خودم برای زیست انتخاب نکرده ام و به اجبار دولت دهم در آن می زیم، من یک دیگری نامحترم هستم. این موقعیت را مدتهاست پذیرفته ام نه تلاش کرده ام بهبودش بدهم نه تلاش کرده ام دیگری نباشم. هر کدام از این تغییر وضعیتها به موجب تغییرِ من ممکن است و دلیلی ندارد “من” تغییر کند و به رنگ محیط در بیاید. این است که موقعیتِ “دیگریِ [...]

چرا اعراب ما آمریکایی ها را در سوریه نمی پذیرند؟

قسمت سوم

۲۲ دی ۱۳۹۵ // ۰ Comments

**(مترجم) اتحادیه اروپا حدود سی در صد از گاز مورد نیازش را از روسیه می گیرد و البته احساس نیاز شدید به خط لوله ی انتقال گاز می کند؛ اتحادیه اروپا با راه افتادن این خط لوله انتقال می تواند به اعضایش انرژی ارزان بفروشد و از اهرمهای اقتصادی و سیاسی که  پوتین در دست دارد برهد. ترکیه به مثابه دومین مشتری بزرگ روسیه از سویی هیجان زده بود که [...]

چرا اعراب ما آمریکایی ها را در سوریه نمی پذیرند؟

قسمت دوم

۲۰ دی ۱۳۹۵ // ۰ Comments

(مترجم)** برای آنکه آمریکایی ها واقعا بفهمند چه اتفاقی دارد می افتد این مهم است که جزئیاتی را درباره ی این تاریخ کثیف یادآوری کنیم.  در دهه ی ۱۹۵۰، رئیس جمهور آیزنهاور و برادران دالز -رئیس سیا، آلن دالز و وزیر امور خارجه جان فوستر دالز [John Foster Dulles]- پیشنهادهای معاهده ی شوروی برای ایجاد منطقه ی بی طرف در خاورمیانه در دوران جنگ سرد را [...]

دانشگاهی در اتاق شیشه ای

چطور نادید گرفتن دانشگاه به رشد فاشیسم انجامیده است؟

۶ دی ۱۳۹۵ // ۱ Comment

** دانشگاه نهاد مدرنی است که جای انواع سیستم های آموزش سنتی را گرفته است، پایگاهِ مهارت افزایی نوین. پیش از قرن بیستم، زنان و مردان تا هژده سالگی عمدتا تشکیل خانواده داده بودند و وارد چرخه ی تولید شده بودند. دانشگاه اما این فرایند را به تاخیر می اندازد. اما بیش و پیش از آن دانشگاه، شکلی از سیستم کنترل بدنها در جهان مدرن است. در واقع [...]

گریستن در دهان: جستارهایی در باب نبود دیالوگ در ایران امروز [۳]

۹ شهریور ۱۳۹۵ // ۲ Comments

** من؛ عادت نبشتن نداشته‌ام هرگز سخن را چون نمی‌نویسم در من می‌مانَد و هر لحظه مرا روی دگر می‌دهد. سخن بهانه است. مقالات شمس نوشتن شکلی از مکالمه است. سخن را حدی است حتی در عصرِ اینترنت. اما نوشتار جاودان سازی سخن است به آن شکلی که برای آدمیانی دیگر در زمانِ نبودِ ما هم بماند. نوشتار اما امکان قضاوت هم به نسلهای بعد می‌دهد نه تنها [...]

گریستن در دهان ۲ : جستارهایی در بابِ نبودِ دیالوگ در ایران امروز

۲۴ مرداد ۱۳۹۵ // ۱ Comment

** دارم مقاله‌ای می‌نویسم در مورد شیوه‌های نو پروپاگاندا و نمونه های مشابه باستانی. این است که پروپاگانداهای تصویری را دسته بندی می کنم و می رسم به داعش. سالها پژوهش در “باستان شناسی خشونت” به من آموخته که پژوهشگر لازم نیست خود را یکباره و با دُز بالا در معرض خشونت قرار دهد، چرا که پژوهشگری که روزمره اش مشاهده خشونت است اگر [...]

گریستن در دهان: جستارهایی در بابِ نبودِ دیالوگ در ایران امروز

۲۶ تیر ۱۳۹۵ // ۱ Comment

** نفس نفس زنان از پله های زیر گذر چهار راه ولیعصر می آیم بالا. نور عین سوزنی که روی اجاق داغش کرده باشی می دود توی چشمهام. چشمهایم را از زور سوزش می بندم. آرام آرام که بازشان می کنم، تازه به این صرافت می افتم که چطور خودم را برسانم آنور خیابان. خیابان، همان خیابانِ آشنای دوران دانشجویی مرا حالا نرده های بد شکل در هم خزیده ی چرکِ یشمی [...]

طاعونِ تحجر

۲۸ آذر ۱۳۹۴ // ۰ Comments

** ریو فریادهای شادی را که از شهر برمی خاست می‌شنید و به یاد می آورد که این شادی همواره در معرض تهدید است. زیرا می دانست این مردم شادان نمی دانند، اما در کتاب‌ها می توان یافت که باسیل طاعون هرگز نمی‌میرد و از میان نمی‌رود و می تواند سال‌ها در اثاث خانه و ملافه‌ها بخوابد، توی اتاق‌ها، چمدان‌ها، زیرزمین‌ها،دستمال‌ها و کاغذ [...]